مفهوم و تعريف عفاف
مفهوم و تعريف عفاف
در تعاليم اسلامي، مفهوم واژة عفت، بر كنترل شهوات و جلوگيري آن در خروج از مرز اعتدال دلالت مي كند.
اين واژه از ريشة «عف» به معني «خودداري از آنچه حلال نيست و خودداري از سخن يا عمل ناپسند» گرفته شده است. كاربردهاي گوناگون از اين ريشه، همگي همين معنا را در بردارد.
عفاف و تعفف يعني: خودداري نفس از محرمات و تقاضا داشتن از مردم است.
«راغب اصفهاني» مي نويسد: عفت، حصول حالتي براي نفس است كه در سايه آن غلبة شهوت نيست و يا آن حالت مانع غلبة شهوت است.
العفة : ترك الشهوات من كل شيءٍ و غلب في حفظ الفرج مما لايحل.
در قرآن كريم نيز همين معنا، يعني «حالت نفساني كه از غلبة شهوت باز دارد» آمده است. به بيان قرآن كريم عفيف به شخصي اطلاق مي شود كه خود نگهدار و با مناعت باشد.
اين تعبير در افراد و موارد مختلف، شرايط خاص خود را دارد. به عنوان مثال عفت در فقر عبارتست از: قناعت ورزي و حفظ نفس از تمايلات شهواني تا گناهي از وي صادر نشود.
«للفقراء الذين احصروا في سبيل الله لايستطيعون ضرباً في الارض يحسبهم الجاهل اغنياء من التعفف تعرفهم بسيمهم لايسئلون الناس الحافاً».(اين صدقات) براي بينواياني است كه خود را در طاعت حق محصور كرده اند و در طلب قوت، ناتوانند و آنچنان در پردة عفاف اند كه هر كسي حال ايشان نداند، پندارد كه از توانگرانند. آنان را از سيمايشان مي شناسي، كه به اصرار از كسي چيزي نخواهند.
عفت در غني عبارتست از: نگهداري و حفظ نفس از شهواتي كه بواسطه وسعت مال و بودن امكانات مالي براي توانگر وجود دارد. «و من كان غنياً فليستعفف».
عفت در افرادي كه توانايي بر انجام نكاح ندارند، خودداري نفس از شهوات و حفظ پاكدامني از آلودگي به گناه از طريق: روزه گرفتن، انجام عبادات، همواره به ياد خدا بودن و ذكر او را در دل داشتن و فكر را در جلب رضايت پروردگار صرف كردن. «و ليستعفف الذين لايجدون نكاحاً حتي يغنيهم الله من فضله».آنان كه استطاعت زناشويي ندارند، بايد پاكدامني پيشه كنند، تا خداوند از كرم خويش توانگرشان سازد.
«عفت در زنان سالخورده به نگهداري حفظ خويشتن است از آنچه نفس بدان ميل مي كند، از قبيل: ظاهر كردن زينت و خودآرايي».«و القواعد من النساء التي لايرجون نكاحاً فليس عليهن جناح ان يضعن ثيابهن غير متبرجات بزينة و ان يستعففن خيرلهن». زنان سالمند كه ديگر اميد شوهر كردنشان نيست، بي آنكه زينت هاي خود را آشكار كنند، اگر چادر خويش بنهند، مرتكب گناهي نشده اند ولي خودداري كردن براي ايشان بهتر است.
ـ در علم اخلاق عفت مقابل قوة شهويه است. چنانچه «هر گاه حركت نفس بهيمي يعني قواي شهوي معتدل گرديد و از حد خود تجاوز ننمود و مطيع عقل شد و غرق در شهوات نگرديد و در مخالفت با دستورات قوه عاقله ننمود و در آنچه راجع به قواي شهواني است از زير پرچم سلطنت عقل خارج نشد، آن وقت متصف مي گردد به صفت حميدة عفت، يعني چنين كسي را عفيف گويند».
ملا احمد نراقي صاحب كتاب معراج السعادة در تعريف عفت آورده است: «عفت عبارتست از مطيع و منقاد شدن قوة شهويه از براي قوة عاقله، تا آنچه امر فرمايد در خصوص اكل، شرب، نكاح و جماع متابعت كند و از آنچه نهي فرمايد: اجتناب نمايد».